شایسته : بابا از لحظه ای که رسیدیم تا قبل از اینکه بیایی داداشی میگفت شایسته فردا عصر ساعت ۵ عصر بابایی میاد دنبالت . میدونی چرا این رو تکرار میکرد ، میخواست اعصاب من رو خورد کنه .
جمله ای من رو به شدت تحت تاثیر قرار داد " عمه الان که من میروم ی داداش دیگه می بینی این داداشی
برچسب:
نویسنده: پویان رضاپور